«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به سیستم وارد شوید
صداپیشگی شنیدم عالی بود یعنی واقعا لحن صداو حالات دم جوان هماهنگ بود خانم برومند خوب به گزین کرده بودن
و فرزاد انتخاب عالی بود کش و قوس های صدا با نرمی و لطافت همراه بود دلیله دمنه برومندبرای مادر و پدر امروز و کودک دیروز شد سهم کودکان دیروز که با دم جوان همراه شدم و شیطنت کردم و آتیش سوزوندم،و لبخند زدیم طنز خوشمزه و دیالوگ های بامزه عالی فرزاد بی مانند
منظورم از هیچ کدوم
البته فرزاد حسنی نبود
چون اتفاقا بازی که مورد توجه بسیار بود و خاص و ویژه بود
دوباره و سه باره بارها و بارها تکرار و تکرار باز هم لذت بخش
عالی و خوشمزه
داشتم مافیا میدیم
بازی هیچ کدومشون چنگی به دلم نزد
البته علت را خودم میدانم و میدانستم
به هرحال دوباره و چند باره آخر ودرانتها
سرسفره هفت سین دوباره مافیا رادیدم این بار مافیا را بهتر دیدم و لبخند زدم سبزه و ماهی و سنجد و سمنو و سفره ترجمه و قلم زنی شده یک خط نستعلیق نوشتم تو بهترین بازیگری در مافیا
سلام نقد کارشناسانه ام رادربخش نقد کاربران نوشتم برایند کار عالی بود ومورد پسندم بود خداقوت به همه عوامل نمایش لکانطه فرزاد حسنی عزیز بابازی فوق العادش سرکارخانم فرنوش نیک اندیش اقای حسین پور کریمی سرکارخانم اذین و اقای غفارمنش گرامی کارگردان برنامه و نویسنده اقای اصغری گرامی
کارشناس ارشد ادبیات نمایشی
سلام یک تئاتر روانکاوانه بود واکاوی یک ماجرا که امکان تجربه اش درهرزمانی وجود داشته ما با دو داستان به موازات هم از یک پیکره منسجم روبرو هستیم که قوت و شدت ماجرا درهردو به موازات هم نبود وجذابیت های هردوماجرا برابر نبود بیشتر به نفع ماجرای بابک بود وجه اشتراک دوماجرا کافه ای بود با صدای مهدی یغمایی ودوماجرا که پیوستند به ماجرای انقلاب بازی اقای حسنی بسیار خوب بود درنقش بابک بازی نقش مقابل ایشون هم همینطور کاراکتر مرتضی نوسان شخصیتی گاهی باور ناپذیر داشت کاراکتری که اقای غفارمنش بازی میکردند به نظر من با تفاوت بازی نقش مقابلشون لوث شده بود زمانی که دل میل نالیدن داشت خواننده میکوبید به ساز ولی زمانی بی نیاز به موسیقی و ساز زیر متن خودش ناب ترین اواز را در لابلای دیالوگ ها مینواخت اگر عاشقانه به این ماجرای عاشقانه نگاه کنی به چشم هایت فرصت نمناک شدن میدهی و به دلت مجال تپیدنی تندتر تاخاطره ای رااز دفترچه خاطرات ان سالها ورق بزنی و این نمایش راببینی تاریکی سالن مجالی است برای گریستن خداقوت به همه اعضای تیم