کارگردان روایت هنرمند(علاقمند به هنر)حال حاضر ماست. خواستن ها و نرسیدن ها. آرزو ها و پوچ شدن ها.
شروع داستان به قدری محکمه که مخاطب رو سرجاش میخکوب میکنه(دقیقا مثل یک ربع نهایی آنتیگونه). وادار میکنه که بنشینی و داستان یکی از هزاران آدمهایی که رویاهای بزرگی تو سرشون داشتن و پا رو دلشون گذاشتن رو ببینی.
بعضی جاها دلم میخواست روی صحنه پای به پای کارگردان گله و گریه کنم. برای تمام کسایی که از سختیا و مشکلاتشون "هنر" ساختن. خون خودشون و خوردن و به روی خودشون نیاوردن و یکهو یکجا منفجر شدن. که این قطعا اثر بازی تاثیرگذار پدرام زمانیه
خسته نباشید به تمام هنرمندای "کارگردان"
مرسی از این میزان دغدغه مند بودن کارگردانِ "کارگردان".
تبریک به تمام گروه بابت این حجم از دغدغه مند بودن.
پ.ن : حظ غلیظ از پرفرم بازیگر اول اجرا
آنتیگونه نمایشی بود که ما رو در یک نا آگاهیِ کاملا آگاهانه قرار داده بود...
پنج دقیقه پایانی اجرا (در ستایش آنتیگونه و کرئن)، هیچکس سر جاش بند نبود و دقیقا همونجا بود که فهمیدیم با نبود یک قسمت اصلی بدنه جامعه (زن) چه شاهکاری رو از دست میدادیم.
دم کارگردان، بازیگران و تک تک عوامل آنتیگونه گرم
به امید دیدن دوباره اجراتون
و به قول استانیسلاوسکی: زنده باد فریبی که میتوانیم باورش داریم