تئاتر نه پول داره، نه مخاطب...
شروع تلخی رو رو درلفافه نویسنده و کارگردان به مخاطب عرضه میکنه که خیلیها هنوز گرم داستان نشدند، متوجه اون نمیشن. بهتر بود آرامتر و گیراتر این جملات بیان میشد.
من خواستم نقدی بر نمایش بنویسم، اما با بعضی کامنتها مواجه شدم که ناراحتم کرد.
هر نمایشی، حتی بدترین نمایش، تا بیاد روی صحنه، باید قبلش روزها و هفتهها تا پاسی از شب درگیر آمادهسازی برای نمایش بشوند و خاک پلاتو رو خورده باشند.
کسی که اینگونه نقد برای یک نمایش(نه فقط نمایش طبقه اضافی) مینویسه، معلومه حتی یکبار هم یک کار ساده رو توی پلاتو انجام نداده، چه برسه به
... دیدن ادامه ››
نمایش توی تماشاخانه، کسی تئاتر کار کرده باشه، هیچوقت به خودش اجازه توهین به کار بچهها رو نمیده.
اما متأسفانه واقعیت تلخی رو شاهد هستیم که هر شخصی اجازه توهین به خودش میده و میشه همون حرف اول نمایش که میگه تئاتر نه پول داره، نه مخاطب... نه احترام و اجر گذاشتن و بها دادن به برای خون دل خوردن و عرق ریختن عوامل یک نمایش تئاتر.
من با حواشی اجرا و تئاتر آشنا هستم، یکسری رو نمیپسندم که در خیلی جاها شاهدش هستیم، اما نمیشه بخاطر اون موارد، زحمت بچهها رو نادیده انگاشت که با جون و دل، میان و نمایش رو بخاطر تعلق خاطر خودشون به اجرا، انجام میدن.
بنظرم در دو اجرای باقیمانده در ابتدای نمایش باید اینگونه متن ابتدای این نوشته کامل بشه:
تئاتر نه پول داره، نه مخاطب... تئاتر عشق میخواد فقط... عشق...
پنج ستاره تقدیم شما
باتشکر و احترام
مَهدی