تو این هفته که گذشت یک بار که کفش روبازم رو از تو انباری پیدا نکردم با همون بوت بیرون رفتم و تا به خونه برگردم آفتاب به صورت عالم تابی تو روم می زد که دیگه فصل عوض شده خانوم اینو چرا پوشیدی...
گفتم تو که هر بار چتر بردی هم که بارون نیومد پس پنجشنبه چکمه رو تمیز کردم واکس زدم روزنامه چپوندم گذاشتم تو جعبه .
از اونجا که آب و هوا رو چک نمی کنم جمعه که کفش روباز و پهلوباز اونم قرمز پوشیدم یه ربع بعد از بیرون اومدنمون بارون شروع کرد ریز ریز و بعد درشت درشت خودشو به سر ما کوفت ولی من روم کم نشد و رفتیم تئاتر و از بوی عرق کناری و پایکوبی عصبی پشت سری و لرزش صندلی به هم چسبیده از شدت خنده لرزه های اون یکی مستفیض شدم و اومدیم بیرون.
بارونم روش کم نشد و شدیدتر شد. بعد از تئاتر با پررویی پیاده روی کردیم و پای خواهرم رفت تو چاله، آبش قولوپی جهید تو کفش من، بعدم اون یکی پای خودم رفت تو چاله و رفتیم خونه . راننده چون ماشین دیگه ای نبود کرایش رو بیشتر گرفت.
خلاصش ولی من از بارون لذت بردم، تئاتر خوب و خوشی بود، خدا رو هم شکر
البته نقد و نظری ندارم چون در سواد ما نیست، ولی موسیقیش رو خیلی دوست داشتم...
روی نقد من با اون دسته از تماشاگرانیه که با این رفتارهایی
... دیدن ادامه ››
که دارن...
1-برای تئاتر خوبه که میان
2-برای من خوبه که نیان
3-یا اینا فقط گیر من میان
4- یا شما هم تجربشون کردین
نمی دونم درباره تئاتر سایتی موجود هست که منتقدان حرفه ای، تئاترهای روز رو بررسی کرده باشن یا نه. معرفی کنید لطفا.
اگر نیست آیا می شه تیوال دیواری رو برای این کار در نظر بگیره ...
همین جوری درد دلی