سلام
با اینکه تماشاگر اماتور به حساب میام برای نظر دادن اما باید بگم از نمایش خیلی لذت بردم... وهمین طور بیشتر از متن ،موضوعی همیشگی با واکاوی جدید!
تمام شخصیت ها در جایگاهشون خوب بودند.با کارکتر پاییز خیلی ارتباط برقرار کردم.
نکته ی جالب برایم این بود که در همان دیالوگ های اول به این نتیجه رسیده بودم که پاییز دختر شمس الدین است و به این فکر کردم خوب میراث هم پسرش است پس پاییز و میراث با رابطه یشان چه میکنند؟
اما اواخر نمایش با جمله ی یسنا زمزمه ی تماشاچیان بلند شد که تازه پی بردند! نمیدانم شاید من خیلی زود به اخر ماجرا رسیدم!
به همه ی گروه خدا قوت میگم
وسلام